تولد جغد چوبی خوش‌یمن در محله دزاشیب!

۱۳ مهر ۱۳۸۸
تولد جغد چوبی خوش‌یمن در محله دزاشیب! (+تصویر)
این پرنده بر خلاف تصور همگان، پرنده ای است که در ایران باستان الهه خرد و اندیشه و نماد بینایی و تفکر بوده است. این پرنده تمام اوستا را از بر بوده و زرتشتی‌ها…

این روزها محله دزاشیب تهران شاهد تولد جغدی چوبی است. این جغد چوبی که چشم رهگذران را به خود خیره کرده است، از روی تنه درخت پوسیده‌ای سر برمی‌آورد و قرار است به یک اثر جاودانه تبدیل شود.

به گزارش خبرنگار فارس، کوچه پارس سابق، خیابان سلیمی در محله دزاشیب حوالی میدان تجریش، این روزها هر کس که از جلوی باغ انجمن خوشنویسان ایران در این خیابان گذر می‌کند اگر رهگذر پیاده باشد چند دقیقه‌ای درنگ می‌کند و اگر سوار بر ماشین پا بر روی پدال ترمز می‌گذارد و کمی هاج و واج به زنی نگاه می‌کند که با دریل و اره به جان یک تنه درخت افتاده است.

آنا قزوهانیان مدرک کارشناسی تئاتر با گرایش کارگردانی را از دانشگاه سوره در سال ۱۳۸۳کسب کرده است. او خودش می گوید که همیشه مجسمه سازی را دوست داشته و از حدود ۵ سال پیش نزد جمشید مرادیان مجسمه سازی را فرا گرفته است و از همان سال ها در کارگاه شخصی‌اش مجسمه سازی می‌کند. او تجربه قالب گیری، فایبر گلاس و سنگ را هم دارد و می گوید که اگر باز هم به عقب برگردد تئاتر می‌خواند اما در حال حاضر برای تئاتر بیشتر مخاطب خوبی است تا کارگردان.

ادامه مطلب »

ابی میگوید :قلب پرنده و پوست شیر!

۲۵ اسفند ۱۳۸۷

داشتم یه سر تو آرشیو خاطراتم تو ذهنم میگشتم یه هو ترانه قدیمی ابی به نام پوست شیر یادم اومد:

“قلب تو ، قلب پرنده … پوستت اما ، پوست شیر … زندون تنو رها کن ، ای پرنده پر بگیر”

 

آهنگشم که محشره ، خلاصه بدجوری ما رو برد تو حال و هوای ۱۴- ۱۵سال پیش!

حالا گذاشتم براتون تا دانلود کنین :

کیفیت پایین

کیفیت بالا

 

مخلص همتون ، نوید دزاشیبی

مالیات بر تجارت الکترونیک!

۷ بهمن ۱۳۸۷

مطلب زیر بخشی از تحقیق من درباره مالیات بر تجارت الکترونیکه … می تونید PDF اونو از لینکی که در ادامه اون اومده دانلود کنید.

 

به نام پروردگار

 

موضوع این تحقیق مربوط به مالیات بر تجارت الکترونیک می باشد که البته از اسم آن پیداست!

از همین ابتدا که به این نام میرسیم این نکات برای ما حائز اهمیت خواهند بود که : اولا اصولا تجارت الکترونیک به چه میگویند؟ منظور این است که تجارت چه موقع به واقع وارد مقوله ی تجارت الکترونیک می شود؟

در ثانی در ایران آیا ما پدیده ای به نام تجارت الکترونیک داریم یا نه؟ ثالثا درآمد آن به چه نحو است و در واقع نقل و انتقالات وجوه(تراکنش ها) به چه صورت می باشد که لازم است بر آن مالیات بسته شود و در آخر اینکه آیا واقعا مالیات لازم است؟آری یا نه و اگر آری کدام مالیات و اگر نه چرا؟ 

 

برای دانلود کل مطلب کلیک کنید.

دزاشیب دیگه اون دزاشیب نیست!

۴ بهمن ۱۳۸۷

 

سلام رفقا

داشتم تو اینترنت پرسه میزدم همچین یهو چشم خورد به یه مطلب که اسم آبا اجدادیه ما توش نوشته شده بود!

گفتم براتون بنویسم. البته یه مصاحبس ولی در نوع خودش جالبه بخونید بد نیس :

—————- آغاز مطلب : منبع از سایت رادیو زمانه ——————-

گفت و گو با عبدالرضا مقدم، شاعر مجموعه: «نت‌های متن ِ من»

از «کوچه برج‌های دزاشیب» تا «درخونگاه»

 

محمد تاج‌دولتی

 

در میان فعالیت‌های گوناگون فرهنگی - اجتماعی ایرانیان کانادا، اگرچه چاپ و انتشار کتاب‌های ادبی کم نبوده است، اما برگزاری مراسم رونمایی از کتاب ِ مجموعه شعرهای شاعری جوان، آن هم در حضور گروهی قابل توجه ازایرانیان، کم‌تر مشاهده شده است.

چندی پیش گالری آرتا در تورنتو، محل اجرای مراسم رونمایی از مجموعه شعرهای عبدالرضا مقدم به نام «نت‌های متن ِ من» بود که توسط انتشارات «افرا» در کانادا چاپ و منتشر شده است.

در پایان این مراسم با عبدالرضا مقدم و ساسان قهرمان، مدیر انتشارات افرا، گفت و گو کردم و در‌ مورد ویژگی برخی از شعرهای او می‌پرسم که در آن‌ها به نام مکان‌های مختلف شهر تهران اشاره می‌شود و این‌که این مکان‌های مختلف شهر تهران، کجا و به چه شکل در ذهن شاعر تاثیرگذار بوده است؟

ادامه مطلب »

راه اندازی سایت فارسی طرفداران تام یورک…

۴ بهمن ۱۳۸۷

سلام دوستان

به تمام رفقایی که مثل من کشته مرده تام یورک و Radiohead هستن بگم که سایت فارسی طرفدارای تام یورک راه افتاد.

آدرس سایت : http://www.thomyorke.ir

داد و فریادهای عمیق : تناسخ

۳ بهمن ۱۳۸۷

داد و فریادهای عمیق : تناسخ

از نوید دزاشیبی

روی پل راه میرفتیم...

با معشوقه ام از روی پل عبور می کردیم

به سمت هاله های نورانی

گویی که قبلا هم این جا بوده ایم

با هم از گذشته ها صحبت کردیم

و من احساس میکردم همه جا آبی است

آیا ما فقط همین یک بار زندگی میکنیم؟

این مهم نیست…اگر فرصت ها تکرار نشوند ، آیا حداکثر استفاده را کرده ایم؟

مسیر خود را روی پل ادامه می دادیم

سرگرم صحبت…گذشت وقت را احساس نمی کردم.

مدام به من می گفت که دفعه قبل هم که این جا بودیم تو همین کار را کردی

آیا ما فقط همین یک بار زندگی میکنیم؟

این مهم نیست…اگر فرصت ها تکرار نشوند ، آیا حداکثر استفاده را کرده ایم؟

داشتیم به آخر پل نزدیک می شدیم

حالا وجود هاله ها را در اطرافم حس می کردم

او به من گفت که وقت رفتن فرا رسیده

خونریزی سر او دیگر شروع شده بود

اشک و گریه زاری من هم تاثیری نداشت

تنها جمله ای که گفت این بود:

“همیشه احتمال بده که این بار ، دیگر آخرین بار است”

دوباره هاله های نورانی

و این بار آخرین باری بود که او را دیدم

آیا ما فقط همین یک بار زندگی میکنیم؟

این مهم نیست…اگر فرصت ها تکرار نشوند ، آیا حداکثر استفاده را کرده ایم؟

این بار دیگر آخرین بار است

داد و فریادهای عمیق : آینه

۳ بهمن ۱۳۸۷

خدایا ... تو را در درون خودم صدا میزنم ... جوابم را بده...

داد و فریادهای عمیق : آینه

نوید دزاشیبی

در آینه نگاه کردم ، حدس بزن چی دیدم؟

کلبه ای تنها در میان دشتی در پای کوهی

آسمان ابری ، هوا سرد

کرکسی با دم خود بر لبان کودکی در گهواره میزد

فضا تاریک و تاریک تر میشد و من خوشحال و خوشحال تر

هوا سردتر و سردتر میشد و من پر جنب و جوش تر

ناگهان

بازتاب نوری به چشمانم خورد

به خودم آمدم ، آری همه اینها را در درون خود دیده بودم

فیلم ۱۴۰۸

۳ بهمن ۱۳۸۷

The Movie 1408

نوید دزاشیبی

فیلم 1408 محصول 2007 آمریکا

فیلم ۱۴۰۸ محصول سال ۲۰۰۷ آمریکا بر اساس داستانی از استفان کینگ و به کارگردانی هافستروم سوئدی الاصل که در نوروز امسال از سینما ۴ پخش شد به نظر من از شاهکار های صدا و سیما به حساب میاد.تو اون بهبه ای که هر کانال میزنی یا طرف ۲ تا زن گرفته یا میخواد زن بگیره یا هوو اورده یادش رفته! یا … پخش چنین فیلمی حداقل برای من که یه قوت قلب بود.

بگذریم…ماجرای فیلم مربوط به یک نویسنده کتاب های ترسناکه که چند تا ویژگی جالب داره:

اول اینکه اون در ترسناک ترین جاهایی که فکرشو بکنین رفته و یک شبانه روز اونجا مونده تا بتونه برای داستاناش الهام بگیره.

دوم واضح ترین دلیلی که وی برای نترسیدن از اشباه و اینجور چیزا داره اینه که میگه اولا اونا وجود ندارن دوما اگر هم وجود داشته باشن کیه که ما رو در برابر اونا محافظت کنه در همان اوایل فیلم میشه فهمید که این نویسنده در واقع کافره! مخصوصا هر وقت که به کتاب قدیمی اش “راه طولانی خانه” اشاره میکنه در مورد عوضی بودن و نامردی “پدر” صحبت میکنه که سریعا ما رو یاد لفظ “پدر” به معنی خدا می اندازه.

ادامه مطلب »

داد و فریادهای عمیق : دقایق آخر دنیا

۳ بهمن ۱۳۸۷

داد و فریادهای عمیق : دقایق آخر دنیا

از نوید دزاشیبی

این است دقایق آخر دنیا...

حالتی شبیه به غروب بود

در سرزمینی پهناور

نه کوهی , نه دریایی

فقط جمعیت , جمعیت , جمعیت

صدایی میشنوم

مرا میخواند

در این دقیقه های آخر …

همه چیز دیگر تمام شده و راه بازگشتی نیست.

تمام زندگیم از جلو چشمم میگذرد

به من میگونید : جای ابدی تو مشخص شد

اشک در چشمانم نمایان میشود ولی چه سود

سیاهی هایی را میبینم که به طرف من می آیند.

فقط با خود گفتم : ای خالق اگر تو این گونه می خواهی من راضیم

چون من خودم به خودم ظلم کرده بودم.

ناگهان صدایی گفت : ایست!

سیاهی ها در جا محو شدند.

حالا انگار خورشید را دارم میبینم

او مرا با همه بدیهایم بخشیده است

آری این چنین بود دقایق آخر دنیا

و این بود بزرگی خالق ما

پس با هم … سبحان الله…سبحان الله…سبحان الله

فعلا

چون همه چیز انرژی است و انرژی چیزی نیست جز من و تو…

۳ بهمن ۱۳۸۷

چون همه چیز انرژی است و انرژی چیزی نیست جز من و تو…

بررسی آهنگ “Everything” از گروه Anathema

نوشته نوید دزاشیبی

به نام خدا

آهنگ “همه چیز” از گروه آناتما در سال ۲۰۰۶ به صورت یک تراک مجزا منتشر شد.

درون مایه این آهنگ از چند وجه قابل بررسی است.مثلا اینکه لفظ انرژی چرا اینجا به کار برده شده آیا اینها اومانیست و ماتریالیست هستند؟ آیا اینها کابالیستند؟ و نیز به بررسی مطلبی درباره یک نکته جالب فیزیکی خواهیم پرداخت که مطمئنا برای همه ما جالب است.

ابتدا بگذارید جریان آهنگ را بررسی کنیم :

نکته ای که لازم میدونم اینجا متذکر بشم این است که لفظ “Love” که اینجا به کار برده شده همان است که در مطلب تحت عنوان “درویش,حیرت و سیستم” به آن اشاره کردم نه عشقی که بین ما متعارف است بهتره اول این مطلب رو بخونین.

ادامه مطلب »

    صفحه اصلی سایت
    بلاگرول
    Chat
    Friends Network

      ---> ورود اعضا <---
      شما می توانید با کلیک روی دکمه زیر با شناسه یاهو و یا جی میل خود وارد شوید و نیازی به عضویت ندارید

      اعضای سایت

      پیام ها و نظرات اعضا